جمعه  ی آخرسال ........ از ::: غروب ................. پنجشنبه  25 / 12 / 90

 

روزها رفتند و مانده غم همیشه در کنارم

سال نو فرا رسید و غم نرفته از بهارم  

چه غریبانه نهادم پای بر سنگ مزارش

تا نباشد مادرم تنها در گلستان بهارش

نهادم سر بروی سنگ سردش

شنیدم قصه ها از دل تنگش

جمعه ی آخر سال ...

تنها و غریب است مادرم

اشکم از دیده روان است بیادت

 ای وجودم ، یاورم ...

من اینجا مانده ام تنها

تو آن جائی به زیر خاک

کشم فریاد

مادرم ، یاورم ...

دستم بگیر ..

خیلی خسته م ، خیلی تنهام ...

مادرم ، مادرم ........

                             (( غروب ))

حرف دل

((ناراحتی های دنیا تو را از یاد من نخواهد برد))


((من تو را در دلم دارم نه در دنیا ))

جمعه غریبان ...... از ::::: غروب ......... پنجشنبه 18 / 12 / 90


تقدیم به تمام عزیزانی که دلشان میخواست امروز بر مزار عزیزانشان از او یاد میکردند اما ........ افسوس

******************************


جمعه ی غریبان است


مادرم تنهاست ، چشم براه


چه غریبانه نگاهش


مانده در راه


بغیراز من ندارد یاوری او


من کجایم ، او کجا


آخ از این فاصله ها


********

مادر رنج دیده ام


چشم براه من نمان


روزگارم مثل توست


مانده از یاران جدا


غریب و تنها


*********

مادرم غصه نخور


آبیاری می کنم با آب دیده


روزها و شبها


تا گلستانت بماند زیبا


در خاطرات و یادها


*********

جمعه ی غریبان است

من تنها ، تو تنها


**********

                          (( غروب ))

شادی........ از ::::: غروب .............. 17 / 12 / 90


****************************
به من گویند ،
 
شاد باش ، شاد زی ...

ومن گویم ....

شاد هستم ، از همه شاد ترم .......

اما شادی من ..

یکسان نیست با شادی تو ....

شین شاد من از شیون است

الفش از آه ...

دالش از درد درون .....

من شادم .......

شین شاد من

از شب و تاریکیست ...

الفش اندوه و غم ....

دال آن

دیوار بلند زندان .......

من شادم .......

و تو به میدانی شادیم از..

شیون تلخ تو از مردن اوست ...

الفش آهن سردیست که برایت قفسیست

دالش داریست که بر گردن دوست افتاده....

انتظارت چیست از من ای دوست .....

بخندم ، بی تفاوت بگذرم ....

از هرچه آمد بر سرت .....

پس بدان من شادم ..

شاد .. شاد ....

************
                                          (((  غروب  )))

عکس تو ...... از ::::: غروب ...... 14 / 12 / 90


************************
عکس خاموشت سخن ها گوید از راز درون

در نگاهت می تراود عشق در دشت جنون

من چه باشی در کنارم یا نباشی ، در نهان

گویم از عشق درونم ، با دو چشم گریان
 
جراٌت روی تو را دیدن ندارم در خزان

عکس زیبای تو را دلتنگ شوم

                                      میفشارم بر لبان

آتش عشق تو خاموش نشود هرگز به دل

آخ چه میسوزد لبانم از لبان آتشینت 

                                   کس نمی فهمد چنان

هرزمان یاد تو افتم ، لرزه بر اندامم افتد

                             ای سیه چشم ، مهربان

می نشیند خنده های مهربانت

                     توی قطره های اشکم لرزان

من که نتوانم فراموشت کنم ای دل و جان

تو فراموشم نکن  ، ای همیشه مهربان

عکس زیبای تو همراه من است

میتوان دید در نگاهت ، چشم براهم مانده ای تا هر زمان

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

                                                                                (( غروب ))

ناامید نیستم ...... از ::::: غروب ........... 3 / 12 / 90


چه دردی می کشم هر روز

          بروی خود نمی آرم

نفس در سینه ام تنگ است ....

        *************
روزگارم بی گلستان شده است

         پر ز خار است وجودم

        پر ز درد است سرودم

          *************
قد راستم خمیده

   نور چشمانم پریده

حسرت رفتن به پایم

   توی بستر آرمیده

   **********
زیر بار روزگار خم شده ام

پر زچشمانم اشک ، ماتم شده ام

چشم میدوزم به راهی

نا امید نیستم که آئی

***********
ای تک گل خارستانم

امید توان دستانم

با وجودت راست ایستد قامتم

تا تو هستی در کنارم

                     ای نگارم

*******

                                                       (( غروب ))

خداحافظ.............. از ::: غروب ............ 1 / 12 / 90


آخ نمیدانی چه دلتنگ میشوم

وانگه که از رفتن سخن میگوئی

و صبورانه به تو میگویم

خدا بزرگ است یاورم

***********

آخ نمیدانی چه گریان میشوم

وقتی با بغضی غریب

با صدائی لرزان .....

اشک در چشمت سرازیر شده است

و چه نالان می سرائی ..

ای همه هستی من ..

ای شریک درد و تنهائی من

فصل عمر من به پایانش رسید

بی تو دل کندن و مردن چه سخت است ..

به تو هم فکر نکردن سخت تر ..

من چه باشم درکنارت یا نباشم

دعای خیر من پشت و پناهت ..

شود نور دو چشم خسته ام

 روشنگر راهت ....

خداحافظ عزیز دل شکسته ...

خدا حافظ  ..........


                              (( غروب ))